تبليغاتX
شاعر آبی دل

شاعر آبی دل

ادبی

منوي اصلي

آرشيو موضوعي

آرشيو مطالب

لينکستان

ساعت

امکانات

كد آهنگ

كد موسيقی


فاتحه

درودی به زیبایی و مظلومیت حق

 

فاتحه

فاتحه

 

شام یلدا آمد و باز این دلم تنهاترین

پاک گشتم از خیالت ای پری نازنین

گفته بودی نزد من آیی ولی آخر چه شد ؟

رسم ما آبی دلان هرگز نباشد اینچنین

با تمامیّ وجودم من صدا کردم تو را

دست در گوشَت نمودی با من آیا هم چنین؟

هر چه ماندم منتظر تا از تو آید یک خبر

بی گمان از من خبر آید برایت نور عین

با تو من میل سفر تا اوج و بالا داشتم

آه از این فکر عبث تن رفته در زیر زمین

هر چه گفته این مجیدت هم رهش اشک ست وآه

فاتحه بر تربتم خوان تا بروید گُل ز طین

 

( مجید آذردشتی )

 

 

نويسنده: مجید آذردشتی تاريخ: یکشنبه چهارم مرداد 1388 موضوع: اشعار من لينک به اين مطلب

درباره وبلاگ

شاعر آبی دل همچون چکاوکی است که...
آرامش را به انسان هدیه می کند.


جستجوي مطالب

طراح قالب

© All Rights Reserved to chakavak1365.Blogfa.com | Template By: TEMPHA.COM